ب- دوره دوم سال هاي 65-1355 :

اين دوره كه همزمان با اعتصابات و و قوع انقلاب اسلامي است اشتغال روندي نوسان داشته است و حدود 58 هزار فرصت شغلي جديد سالانه در كشور ايجاد شده است و سالانه حدود 4/3 درصد نيروي كار زنان كاهش يافته و به عبارتي 41 هزار فرصت شغلي به مردان تعلق گرفته است و در استان كردستان نيز وضعيت بدتري حاكم بوده است به طوري كه سالانه به طور متوسط 60 شغل براي زنان ايجاد شده و بقيه به مردان تعلق گرفته است و اين نشان مي دهد كه يكي از آسيب پذيرترين گروه هاي شغلي شاغلين زن در هر مجموعه مي باشند كه در مقابل كم ترين نوسان بازار لطمه مي بينند و از صحنه خارج مي شوند

ج- دوره سوم سال 75-1365 :کردستان

خاتمه يافتن جنگ تحميلي و تحريم اقتصادي و استفاده از ظرفيت هاي خالي همزمان با اين دوره بود در كشور اشتغال به طور متوسط سالانه 4 درصد رشد داشته و حدود 500 هزار فرصت شغلي ايجاد شده كه 101 هزار فرصت شغلي براي زنان و در مقابل 400 هزار فرصت شغلي براي مردان ايجاد شده است در اين دوره كردستان نيز نسبت به دو دوره قبل وضعيت بهتري داشته و سالانه به طور متوسط 6700 شغل ايجاد شده است كه 6400 مورد آن به مردان تعلق گرفته است (جدول 1) مي توان نتيجه گرفت روند نرخ رشد تقاضاي نيروي كار زنان و مردان از يكديگر متفاوت بوده و از سوي ديگر سهم اشتغال زنان در شرايط بحران كاهش چشمگيري داشته است

مشاركت زنان به گواهي آمار:

اگر چه نصف جمعيت كشور را زنان تشكيل مي دهند ولي متاسفانه بخش كوچكي از فعاليت در جامعه را عهده دار هستند به طوري كه 80 درصد نيروي كار در كشور را مردان و حدود 20 درصد بقيه را زنان تشكيل مي دهند و اين عدم تساوي بين زنان و مردان در مناطق شهري شديدتر از مناطق روستايي است بر اساس سرشماري هاي 75-1355 جمعيت زنان استان از 371 هزار نفر به 661 هزار نفر رسيده است يعني تقريبا در طي اين 20 سال جمعيت زنان در استان دو برابر شده است در طي سال هاي 70-65 جمعيت فعال زنان كاهش يافته است به طوري كه نرخ فعاليت زنان از 16 درصد در سال 55 به 8/3 درصد در سال 65 و به 6 درصد در سال 70 و 8 درصد در سال 75 رسيده است كاهش فعاليت زنان به علت ادامه تحصيل و بالا رفتن سن آنان براي استخدام و عدم تمايل كارفرما يان در به كارگيري زنان مي باشد با توجه به اين كه در فاصله سال هاي 75- 1355 جمعيت زنان در استان دو برابر شده است شده است ولي متاسفانه شاغلين زن روندي كاهش پيموده است و فعاليت زنان نيز به نسبت كاهش يافته و با توجه به وجود زنان تحصيل كرده در سال هاي اخير اين بي توجهي به قابليت هاي زنان دراستان تاسف آور است سهم اشتغال زنان در بخش هاي نوين اقتصادي منحصر به مشاغل سنتي و خدماتي از قبيل معلمي پرستاري و كارمندي سازمان هاي دولتي شده است و تعداد زناني ه در رشته هاي فني و حرفه اي فعاليت دارند به نسبت مردان بسيار نا چيز است و سهم اشتغال زنان در مشاغل گروه صنعت كاهش چشمگيري داشته است روند كل شاغلين از اين قرار بوده است درصد شاغلين مرد نسبت به كل شاغلين در سال 55 كمتر از سال 45 و در سال 65 بيشتر از هر دو سال ذكر شده است و اين بدين معني است كه روند اشتغال زنان در كل اشتغال همواره طي 20سال گذشته به نفع مردان رو به كاش بوده است و نرخ فعاليت مردان در مناطق شهري و روستايي از سال 45 به بعد همواره از نرخ فعاليت زنان بيشتر بوده است و اين امر نشانه عدم امكان دسترسي زنان به اشتغال بوده است

دلايل كاهش مشاركت زنان کردستان:

علاوه بر مطالبي كه گفته شد مي توان از منظر ديگري به عدم مشاركت زنان در اشتغال نگاه كرد در جوامع سنتي بر خلاف جوامع صنعتي بخش مهمي از زنان در توليد مشاركت ندارند در حين گذار اقتصاد جامعه از سنتي به صنعتي حرفه ها و صنايع دستي كه زنان در آن نقش مهمي را ايفا مي كند و به تدريج اهميت خود را در توليد اشتغال و در آمد از دست مي دهد و همين امر سبب كاهش مشاركت زنان در نيروي كار مي شود عدم مشاركت زنان در نيروي كار را نمي توان فقط به سنت ها اعتقادات و عوامل فرهنگي نسبت داد به نظر مي رسد تجربه مناطق و كشورهاي پيشرفته مويد اين نظر است بدين معني كه اگر در بلند مدت فرصت هاي اشتغال و در آمد در جامعه شكل گيرد بخش مهمي از جمعيت از فعاليت هاي كشاورزي به غير كشاورزي روي مي آورند و رو ستانشيني اهميت نسبي كم تري مي يابد و شهر نشيني مشكل عمده سكونت را به خود مي گيرد و در گذر از جامعه سنتي به جامعه نوين صنعتي باورها و اعتقادات كهن رنگ مي بازد و جاي خود را به مناسبات و فرهنگ شهري مي دهد بنابر اين نرخ اندك مشاركت زنان در نيروي كار را بايد به فقدان رشد اقتصادي در منطقه و ساختار اقتصادي عقب مانده آن نسبت داد افت مشاركت اقتصادي جمعيت بيشتر از ناشي از خروج اجباري زنان ازفرآيند توليد به ويژه در بخش هاي سنتي و بخش هاي وابسته به اقتصاد كشاورزي منطقه مي باشد به طوري كه در جوامع روستايي از دير باز زنان نقش اساسي در گسترش اقتصاد روستايي داشته اند

توصيه ها براي بهبود سهم زنان در اقتصاد : کردستان

1- گسترش اشتغال خانگي زنان و افزايش مشاركت زنان در صنايع كوچك

2- تقويت مهارت هاي علمي و آموزش هاي علمي زنان براي دستيابي به تخصص ها و فن آوري هاي نوين

3- بازنگري در سنت هاي فرهنگي و اجتماعي كه به نام دين و يا تعصبات قومي مانع از گسترش اشتغال زنان مي شود

4- ايجاد هماهنگي ميان عرضه و تقاضاي نيروي كار زنان با تاكيد بر اصل شايسته سالاري در جذب نيروي كار -کردستان

5- تشويق و هدايت سازمان هاي غير دولتي به ارائه آموزش هاي فني و حرفه اي به خصوص در زمينه صنايع كوچك خانگي در مناطق محروم روستايي و عشايري

جدول تحول وضعيت فعاليت زنان استان كردستان از نظر اقتصادي

شرح

1355

1365

1370

1375

كل جمعيت

371952

525932

595756

661218

جمعيت 10 ساله و بالاتر

248889

338476

393212

480024

جمعيت فعال

41488

12944

23671

38661

جمعيت شاغل

40695

8677

16619

35778

جمعيت بيكار در جستوجوي كار

793

4276

7052

2883

نرخ فعاليت

7/16%

8/3%

6 %

8 %

نرخ اشتغال

1/98%

67 %

70 %

5/92 %

نرخ بي كاري

9/1 %

33%

8/29 %

5/7 %

ماخذ : آمارنامه سر شماريهاي عمومي نفوس و مسكن استان کردستان

 

کردستان

پوشاك زنان كرد:

پوشاك بارزترين سنبل فرهنگي ,مهمترين ومشخص ترين مظهرقومي وسريع الانتقال ترين نشانه فرهنگي است كه به سرعت تحت تاثير پديده هاي فرهنگ پذيري دربين جوامع گوناگون انساني قرارمي گيرد پوشاك يكي از عناصر بارزفرهنگي ونشانگر بخش عظيمي ازنيازهاي مادي ومعنوي انسان بوده وچگونگي پاسخ به اين نيازها,نشانگردانش فرهنگي ونظامات تصورات وتفكرات وعقايدوباورهاوجهان بيني هاي يك گروه قومي است كه اعضاي آن چنيني نوع پوشاكي را پذيرفته اندمحيط زيست طبيعي نوع معشيت روابط اجتماعي قشربندي اجتماعي ومنزلت هاي اجتماعي وشبكه توزيع قدرت وثروت موادومصالح موجوددرمحيط زيست طبيعي عواملي هستند درشكل كلي وجزئيات پوشاك گروههاي قومي سنتي دخالت دارندپوشاك زنان كردمانند همه اقوام ديگر درطول ساليان درازدراين منطقه بوجودآمده است وباتغييرات كمي به شكل امروزي به نسل جديدرسيده است دراين پژوهش به بررسي نمونه هايي ازپوشاك وزيورآلات زیبا ی زنان كرددرمنطقه كردستان مي پردازيم

سرپوش هاي زنان :

زنان در گذشته نه چندان دور از كلاه ها و سرپوش هاي خاصي استفاده مي كردند ولي در حال حاضر بيشتر از روسري هايي كه در نقاط شهري رايج است استفاده مي شود و فقط زنان سالمند از سرپوش هاي قديمي استفاده مي كنند سر پوشها ي زنان در گذشته عبارت بودند از كلاه وسر بند كه در اصطلاح محلي به آن كلاو ( klaw ) و سروين (sarwin ) گفته مي شد اين كلاه عبارت بودند از كلاوفس (klawfas ) و كلاوزر (klawzar )

كلاوفس (klawfas ) :

اين كلاه فقط قسمت فوقاني سر زنان را مي پوشاند و بقيه مو ها را معمولا از طرفين شانه با حالت باز مي گذاشتند اين كلاه به شكل نيم كره و از پارچه تهيه مي شده است و براي دوخت آن از دو لايه پارچه استفاده مي شد كه پارچه روي آن معمولا ضخيم و از جنس مخمل و يا ابريشم بوده و براي قسمت زيرين از پارچه هاي نرم استفاده مي كردند جهت تزئين اين كلاه به قسمت لبه آن حاشيه اي به پهناي 3 تا 5 سانتي متر دوخته مي شد بر روي اين حاشيه نيز مهره ها و منجوق هاي ريز و درشت دوخته مي شد به اين نوار حاشيه پرچكه (prcka ) مي گويند معمولادر و سط فس (fas ) و بالاي پيشاني سكه اي درشت نصب مي شود كه به آن چپوله (capola ) مي گويند در بالاي فس (fas ) نيز رشته اي منجوق نصب مي شود كه به آن گلره (glera ) گفته مي شود در صورتي كه به جاي پرچكه (percka ) از يك رديف سكه كوچكتر از چپوله استفاده شود به آن پرچنه (prcna ) گفته مي شود گاهي بر روي كلاه فس سكه هاي پنج قراني و يا دو قراني وصل مي شد و اغلب به وسيله يك رديف سكه پول به يكديگر وصل شده كه به آن ژيرچنا كه(zircnaka ) يا چير چنا كه (circanaka ) مي گويند و يا به وسيله مهرهايي كه همانند تسبيح به بند كشيده شده از زير چانه عبور كرده و از دو طرف به وسيله دو قلاب به دو لبه كلاه وصل شده كه كلاه را برروي سر ثابت نگه مي دارد لازم به ذكر است اين نوع كلاه را كه با پول تزئين مي شد بيشتر در جشن ها و مراسم عروسي مورد استفاده قرار مي دادند

كلاوزر (klawzar ) :

اين كلاه نيز مانند فس توسط خود زنان دوخته مي شد با اين تفاوت كه كلاوزر به مراتب تزئينات بيشتري از كلاه فس دارد و داخل آن مقوايي قرار داده و استوانه اي شكل است اين كلاه در گذشته بيشتر توسط دختران و زنان جوان مورد استفاده قرار مي گرفت و اكنون نيز در مراسم روز سوم عروسي كه به آن سه روژه (seruza ) مي گويند عروس ها براي زيبايي آن را بر روي سر مي گذارند بر لبه هاي اين كلاه نيز سكه هاي دو قراني و پنج قراني نصب شده و تزئيناتي مانند لاگيره (lagira ) و پرچگه (percka) و چناخ بر روي آن وصل مي شود لاگيره (lagire ) عبارت از مهرهاي رنگي كه زنجيره وار به بند كشيده شده و چند رديف آن را به يكديگر متصل كرده و تعدادي سكه پنج قراني و يا دو قراني به آن آويزان كرده و آن را به پشت كلاوزر نصب مي كنند پرچكه (percka ) نيز مهره هايي كوچك ورنگي ( قرمز , آبي , سبز ) است كه به بند كشيده شده و بر روي كلاه در ناحيه پيشاني دوخته مي شود

لچك (lack )

پارچه اي نازك و زيبا به شكل سه گوش است و راس آن به وسيله يك سنجاق به روي كلاه وصل مي شود و دو گوشه آن در طرفين و بر روي شانه قرار گرفته به اين ترتيب بر روي سينه آورده مي شود و يك گوشه آن در پشت آويزان مي ماند

ره شتي (rasty ):کردستان

نوع روسري از جنس ابريشم به اندازه دو متر كه زمينه آن راه راه با دو رنگ قرمز تيره و روشن است اين سربند را گاهي به دور كلاه پيچيده و گاهي براي زيبايي به شكل كج به دور سر مي پيچند به اين روش لارپيچ (larpic ) مي گويند گاهي آن را باز كرده و بر روي شانه ها مانند شنل آويزان مي كنند و دو گوشه آن را از جلوي گردن گره زده و از آن به عنوان چاره كه (caraka ) (شنلي كه زنان بر روي شانه آويزان مي كنند ) استفاده مي كنند

هه وري (hawry )يا كلاتي :

روسري چهار گوش از جنس ابريشم كه زمينه آن از دو رنگ سفيد و قرمز با طرح ها و نقوش اسليمي است اين سرپوش همراه ره شتي به شكل لارپيچ (larpic ) به دور سر بسته مي شود لازم به ذكر است كه در گذشته از اين سر بند با زمينه قرمز به عنوان روبند عروس استفاده مي شود .

شده (sada ):

پارچه اي است ابريشمي با ضخامت زياد كه رنگ آن قهوه اي سير و بعضي مواقع متمايل به زرشكي است زمينه آن بدون نقش است و از آن به عنوان سربند استفاده مي شود اندازه اين سربند 2*2 متر است .

تن پوش هاي زنانه :کردستان

تن پوش هاي زنان كرد در اغلب نقاط همانند سرپوش ها از تنوع زيادي برخوردار است زنان پيراهن بلند و گشادي كه به آن كراس (kras ) گويند مي پوشند يك نوع اين پيراهن داراي آستين گشاد و بلندي است كه دو برش مثلث شكل در طرفين آن دوخته شده به ايت ترتيب كه راس آن به زير بغل دوخته مي شود و قاعده آن در پائين پيراهن قرار مي گيرد و به اين تكه تيرنج (tiranj ) گفته مي شود يقه پيراهن معمولا گرد است و يك چاك در جلوي آن قرار دارد كه به وسيله دكمه اي بسته مي شود و براي اينكه قسمت يقه و محل دكمه ها از استحكام بيشتري برخوردار باشد يك تكه پارچه مستطيل شكل را روي قسمت يقه مي دوزند لازم به ذكر است زناني كه چه هاي خود را شير مي دهند از محل يقه سينه خود را بيرون آورده و به كودك شير مي دهند اين پيراهن داراي آستين بلند و گشادي است كه تا مچ دست مي رسد و به انتهاي آستين يك تكه پارچه مثلثي بلند به نام سوراني (sorahi ) دوخته مي شود بلندي سوراني تا روي پا مي باشد و علاوه بر زيبايي داراي كاربردهاي متعددي است زنان در هنگام كار كردن دو سر سوران را به هم گره زده و آن را به پشت سر مي اندازند و به اين ترتيب آستين جمع مي شود و گاهي آن را به دور موچ دست تا روي ساق مي پيچند تا هنگام كار كردن راحت باشند و در طول فصل زمستان نيز آن را بر روي آستين كوا (kawa ) مي پيچند به اين ترتيب از نفوذ سرما به داخل آستين جلوگيري مي كنند و ديگر اينكه هنگام وضوع آستين ها را به راحتي تا بالاي آرنج بالا مي زنند به اين ترتيب كه با بستن سوراني بر روي آرنج مانع پائين آمدن آستين مي شوند كاربرد ديگر سوراني در مراسم شادي و جشن ها است زنان در هنگام رقص دسته جمعي كردي سوراني را باز كرده و از آن به عنوان دستمال به هنگام اجراي رقص دو دسماله استفاده مي كنند و به ايت تتيب با حركت و چرخش سوراني هاي رنگارنگ زيبايي و شكوه رقص بيشتر مي شود در بسيار ياز نقاط كردستان از جمله شهرستان هاي بانه و سقز و ديواندره زنان پيراهن بلندي كه داراي كمر چين دار و فاقد سوراني است مي پوشند زنان بر روي اين پيراهن شال پشمي مخصوصي كه به آن پشت وين گوين بر روي كمر مي بندند لازم به ذر است كه زنان سالمند در اغلب نقاط پيراهن كردي بدون سوراني مي پوشند و به دور كمر نيز شالي كه اغلب يك روسري است مي پيچند پارچه هاي استفاده شده در دوخت پيراهن كردي از جنس ژرژت , كرپ و يا نخي با رنگ هاي روشن و شاد است و در زير آن پيراهني كه در اصطلاح محلي به آن ژير كراس (zirkras ) مي گويند از جنس نخ و هم رنگ ا پيراهن دوخته مي شود .کردستان

سوخمه (soxma ):

نيم تنه اي است بدون آستين كه بر روي پيراهن پوشيده مي شود اين نيم تنه از جنس مخمل بوده و به دو طرف آن در گذشته سكه هاي پول دوخته مي شد همچنين حاشيه آن را با استفاده از پولك و يا منجوق و گوه و گلابتون تزئين مي كردند به اين نيم تنه (سينه پوش ) نيز گفته مي شد لازم به ذكر است كه مقدار سكه هاي دوخته شده در جلوي سوخمه بيانگر وضعي اقتصادي خانواده ها بود و اغلب خانواده هاي اعيان از نقره به جاي پول بر روي سوخمه استفاده مي كردند .

سلته (salta ):

نيم تنه اي است كه داراي آستين بوده و از جنس مخمل است اين نيم تنه براي زيبايي و گرماي تن خصوصا در فصل زمستان بر روي كراس و سوخمه پوشيده مي شود .

كوا (kawa ):

قبايي است بلند و جلو باز از جنس مخمل كه در طرفين آن چاك بلندي تا نزديك ساق پا ايجاد شده و بر روي كراس (پيراهن ) پوشيده مي شود لازم به ذكر است كه در حال حاضر نيز رسم است كه دختران جوان در مراسم عروسي بر روي كراس خود براي زيبايي بيشتر كوا (kawa ) مي پوشند .

شووال (suwal ):

شلوار زنان كرد اغلب از جنس نخ بوده و گشاد مي باشد و كمر و ناحيه مچ پاي آن به وسيله كش و يا با بستن دكمه جمع مي شود لازم به ذكر است كه زنان در هنگام كار كردن گاهي شلوار گشادي پوشيده و پيراهن خود را داخل آن مي اندازند تا راحت بتوانند كار كنند .

زيور آلات زنان كرد :

خود آرايي و استفاده از آريه هاي تزئيني هيچ گاه مختص به قوم يا نژاد خاص و يا محدود به دوره تاريخي معيني نبوده است زنان همواره در همه جا از اشيا در دسترس خود از هسته ميوه و صدف گرفته تا سنگ و فلزات گرانبها به عنوان زيور آلات استفاده مي كنند بسياري از زيورها توسط زرگران ساخته شده و زنان روستايي آن را از شهر خريداري مي كردند ولي تعدادي نيز توسط خود زنان تهيه مي شد زنان گاه خود با دوختن سكه هاي پول بر روي سوخمه و يا كلاه آن را تزئين مي كردند ويا مهرهاي رنگي را به بند كشيده و به دور كلاه دوخته و يا به عنوان گردنبند به گردن آويزان مي كردند استفاده از اين زيورها هنوز هم در ميان زنان اين منطقه رايج است و مهرهاي رنگي كه به گردن آويزان شده اند زينت دهنده گردن زنان كرد است زيور آلات را بر اساس نوع كاربرد آنها بدين گونه مي توان تقسيم كرد .

زيورهاي سر و پيشاني :

بر روي كلاوزر يا كلاوفس سكه هاي پول مي دوزند و از تزئيناتي ديگر مانند منجوق و يا گلابتون دوخته شده به عنوان زيور سر مي توان ياد كرد زنان براي زيبا كردن اين كلاه زيورهاي ديگري به آن مي افزايند كه به شرح زير است .

1- پلپه (plpla ):

سكه هاي پول است كه بر روي كلاه در ناحيه پيشاني وصل مي شود .

2- نقيم (naqim ):

تكه اي سنگ عقيق به شكل مدور يا بيضي است كه بر روي فلزي از جنس نقره نصب شده و در پائين آن سكه هاي پول يك قراني و يا چند تكه عقيق به شكل آويزان نصب شده است نقيم در كنار سر بر روي كلاه و يا سرپوش وصل مي شود .

3- لاگيره (lagira ):

اين زيور عبارت است از يك رديف سكه پول كه به يكديگر متصل شده و بر روي سرپوش در كنار سر وصل مي شود .

4- موره (mura ):

مهره هايي ريز و رنگي است كه همانند دانه هاي تسبيح به بند كشيده مي شود و در طرفين آن دو قفل نصب شده و آن را از زير چانه عبورداده و دو قفل را به دو طرف كلاه وصل مي كنند و به اين ترتيب علاوه بر زيبايي كلاه را بر روي سر ثابت نگه مي دارند .

5- وره تاقي (warataqy ):

در جلوي كلاه فيس چند رديف مهره زرد رنگ و يا قرمز كه به بند كشيده شده است وصل مي شود كه به آن وره تاقي مي گويند .

6- ژير چناكه (zircnaka ):

زيوري است كه از اتصال سكه هاي پول يك قراني و يا دو قراني و يا از مهرهاي آبي و قرمز و سياه رنگ ساخته شده است در طرفين آن قفلي نصب شده و هنگام استفاده آن را در زير چانه قرار داده و قفل را از دو طرف به كلاه نصب مي كنند .

7-په لكه (palka ):کردستان

مهره هايي است كه به بند كشيده شده و تعدادي از آن را در يكديگر تابيده و از زير چانه عبور داده و به لبه هاي كلاه وصل مي كنند.

8- پشته سه ره (pestasara ):

زيوري است كه از سكه هاي يك قراني و يا پنج قراني ساخته شده و معمولابه پشت سر بر روي كلاه و يا ديگر سرپوش ها به وسيله قلاب وصل مي شود .

زيورهاي گردن و سينه :

در نقاط بررسي شده كردستان گردنبندهايي را كه زنان استفاده مي كنند ملو ينك (melwinek ) مي گويند اين زيورها عبارتند از :

1- دل ربا (delroba ):

مهره هايي از ياقوت است كه در بين مهره هايي كوچكتر قرار گرفته و زنان آن را به گردن آويزان مي كنند .

2- شيلان (silan ):

مهره هاي رنگي درشتي است كه همواره مهره هاي كوچكتر به نخ كشيده شده و به گردن آويزان مي كنند .

3- خشل و خاو (xesloxaw ):

گردنبندي است كه از گياهان و گل خوشبو و يا از كهر با (kanroba )ساخته مي شود .

4- شه وه (sawa ) يا شه و گ (saweg ):

مهره هايي است سياه رنگ و در اندازه هاي بزرگ و كوچك كه به يكديگر وصل شده و زنان آن را به گردن آويزان مي كنند اين گردنبند علاوه بر زيبايي جنبه اعتقادي نيز دارد و معتقدند افرادي كه اين گردنبند را به گردن دارند از گرفتار شدن به حالت شه وه (بختك در فارسي ) در امان هستند نوع ديگر گردنبند كه در اين منطقه استفاده مي شود به آن جي دعا (jydoa ) مي گويند و عبارت است از لوله هاي فلزي كه داخل آن دعا قرار مي گيرد و آن لوله را به يك رشته از مهره هاي رنگي وصل كرده و به گردن آويزان مي كنند نوع ديگر از اين گردنبندها وجود دارد كه چند دعا بر روي صفحه اي از فلز حك شده و به آن طلسم مي گويند .کردستان

گردنبند ميخك :

اين گردنبند از رايج ترين گردنبندها در بين زنان است كه از تركيب ميخك و مهره هاي رنگي به خصوص شيلان ساخته مي شود .

گواره (gowara ) گوشواره :

يكي از زيورهاي مربوط به ناحيه سر وگردن است كه زنان آن را به گوش آويزان مي كنند اين گوشواره در طرح ها و اشكال مختلف توسط زرگران ساخته مي شود .

زيورهاي دست :

بازي بن (bszyban ) بازوبند :

اين نوع بازو بند از جنس فلز بوده و در اندازه هاي مختلف ساخته مي شود گاهي لوله هاي دعا به آن نصب شده و نيز سكه هاي پول به آن آويزان مي كنند و به وسيله قلاب يا كشي بر روي لباس در ناحيه بازو نصب مي شود .

خرخال (xerxal ) النگو :

دستبندهاي سنتي معمولا حالت لولايي داشتند و در قسمت دستبند در نقطه اي كه به هم وصل مي شدند به وسيله چفتي بسته مي شدند بر روي بدنه اين دستبندها سنگ هاي قيمتي نصب مي شد به دستبند در اصطلاح محلي بازنه (bazna )بازن مي گويند .

كلكه وانه (klkawana ) انگشتر :

اغلب زنان از انگشتر هايي كه نگين و يا سنگ ها ي قيمتي بر روي آن نصب مي شود استفاده مي كنند اين انگشتر ها بيشتر از جنس نقره است .

زيور كمر :کردستان

كمر بند زيو (kamarbanziw ):

در گذشته زنان كمربندهايي را كه از جنس نقره بوده در مراسم جشن و عروسي بر روي پيراهن خود مي بستند لازم به ذكر است در منطقه بررسي شده زنان پره هاي بين خود را سوراخ كرده و به آن حلقه هاي نگين دار وصل مي كردند كه به آن لووته وانه (lotawana ) گفته مي شد همان گونه كه تنوع پوشاك مناطق مختلف به منزله علامت و نشانه خاصي براي معرفي اقوام مختلف است جنس و رنگ و شكل لباس و زيورها و ضمائم آن هم به پوشنده لباس منزلت اجتماعي ويژه اي مي بخشد پوشاك زنان كرد سرشار از تنوع رنگهاي زيبا و شاد توام با زيورهايي كه اغلب توسط خود زنان بر روي لباسها دوخته شده است مي باشد در گذشته زيور آلات زنان به جز جنبه زيبايي در پس انداز خانواده نقش داشت و به عنوان پشتوانه اقتصادي به حساب مي آمد چنانچه به قول يكي از زنان روستايي در مواقعي كه محصول خانواده خوب نبود با فروش سكه هاي نقره دوخته شده به كلاه ها مايحتاج خود را خريداري مي كنيم لازم به ذكر است كه باورها و دانسته هاي عاميانه تاثير خود را بر پوشاك مي گذارند مثلا آويختن گردنبندي از مهره شه وه (sawa ) به گردن از ورود آل به داخل خانه جلوگيري مي كند و يا از گرفتار شدن به حالتشه وه در امان مي مانند ويا با وصل كردن مهره هاي سياه رنگ به نقيم در زيور كنار سر و همچنين وصل كردن گردنبندهايي از گياه سمل (seml ) به گردن باعث دفع چشم زخم مي شود همچنين پوشاك عروس نمادها و نشانه هايي از دوران باستان را در خود دارد و زنان با اصرار خود در پوشيدن اين لباس انتقال دهنده اين فرهنگ هستند استفاده از تور قرمز رنگ بر روي سر عروس يادگاري از دوران حجاب است كه در روزگاران باستان متداول بوده است نماد پوشاندن سر از سوي عروسان شرق باستان به عقيده بعضي ها نشانه اطاعت آنان از همسرانشان بوده است کردستان